تحلیل تکنیک های اجرایی ۲۷تن از کارکنان صدای آمریکا
قسمت پنجم: حميده آرميده، مجري-کارشناس برنامهي «زن امروز»
۱- اجرای خبر: حميده آرميده خوشبختانه جزو مجرياني است که نه تنها در اجراي خبر بلکه در هيچ از تکنيکهاي اجرايي اش از کسي يا الگوي خاصي تقليد نميکند. در اجراي او از تکيهها و کوبههاي آواييِ تقليدي و تقلبي برخي از مجريان اين شبکه، خبري نيست؛ تکيهها يا کوبههايي که هيچ ضرورتي ندارند، به انتقال معنا کمک نميکنند و صرفا نوعي «شيکگويي» محسوب ميشوند. تکيهها و تاکيداتي که خاص ستاره درخشش بودهاند و برخي از مجريان صداي آمريکا، بيبيسي فارسي و حتي مجريان داخلي هم بدون درک ضرورتهاي اين تکيههاي آوايي به مصرف آنها ميپردازند. در تاکيدات ريتميک و تکيههاي آوايي آرميده نشاني از تقلب و تقليد ديده نميشود. او تلاش ميکند تا براساس ضرورتهاي معنايي و آوايي متن، عمل کند و به جاي اين که اداي اجراي خبر را دربياورد به اجراي واقعي آن دست بزند. او در اجرا نه تکيهي ويژه و خاصي براي خود ساخته و نه تکيهي خاصي را تکرار ميکند. با قاطعيتي خبر را ميخواند که مخاطب براي مجاب شدن لازم دارد.
يکي از ايرادهاي اجراي او تکراري بودن لحن شروع خبرهاست. او تمامي خبرها را با يک تکيه و لحن تکراري و مشابه آغاز ميکند. تکيه آغازين او اغلب با کشيدن نخستين هجاهاي کلمه همراه است. چنانکه گاه به جيغي کوتاه پهلو ميزند. نفسگيري او در حين خواندن خبر چندان به چشم نميآيد اما نفسگيريهاي او در ميان دو خبر چنان پرسر و صداست که بخشي از توجه مخاطب را از موضوع به خود آرميده جلب ميکند. او در مجموع اجرايي ساده و بيتکلف و قابل قبول دارد.
۲- تلفظ درست کلمات فارسی: حميده آرميده از تلفظ مرسوم در محاورات روزمره استفاده ميکند و تلاش يا وسواس خاصي براي تلفظ صحيح کلمات ندارد.
۵- مفصل های ارتباطی: عبارتهايي که او براي پيوند دادن بخشهاي مختلف برنامه از آنها استفاده ميکند در حين سادگي و حتي گاه تکراري بودن، زندهاند. او در اين زمينه برخلاف تمامي مجريان صداي آمريکا فيالبداههتر و زندهتر عمل ميکند. بخشي از سرزندگي برنامهي زن امروز مديون همين فيالبداهگي و کليشهاي عمل نکردن او در مصرف عبارتهاي تکراري براي پل زدن ميان اجزاي برنامه است.
۴- ارتباط با کارشناسان: او در ارتباط با کارشناسان و ميهمانان برنامهاش به طور يکسان عمل نميکند. به طور کلي طبيعي است که فضاي حاکم بر ارتباط يک مجري با ميهماناني که از طريق تلفن يا تلهکنفرانس و يا به صورت چهره به چهره در استوديو حضور دارند متفاوت باشد؛ اما مقايسه فضاي حاکم بر ارتباط حميده آرميده با ميهماناني که از يک طريق واحد در برنامهي او حضور مييابند نيز ما را به اين نتيجه ميرساند که او عملکرد يکساني ندارد.
به عنوان مثال او در تاريخ 15/7/88 در ارتباط با يکي از شاگردان مشکين قلم که زني رقصنده بود ارتباطي بسيار ضعيف و خستهکننده داشت. در برنامهي يادشده او برخلاف معمول صرفا به شکل حضور خود جلوي دوربين ميانديشيد و پيش از آن که به حضور ميهمانش جلوي دوربين کمک کند بيشتر نگران حضور خودش بود. ميهمان برنامهاش به واسطهي ضعف در زبان فارسي نميتوانست معادل برخي از کلمات انگليسي را در زبان فارسي بيابد و از کلمات و عبارتها و گاه جملات انگليسي استفاده ميکرد در حالي که حميده آرميده کمترين تلاشي براي کمک به ميهمان برنامه و ترجمه و سادهسازي حتي يکي از آن کلمات براي مخاطب نميکرد. او در طول برنامه به ندرت مصاحبهشوندهاش را به نام خطاب ميکرد و اگر مخاطبي در ميانهي برنامه شاهد گفتوگوي آنها ميبود تا پايان برنامه نميدانست مصاحبهشونده کيست.
اما همين مجري در ارتباط با نگار محمدي که به عنوان کارشناس برنامه براي صحبت کردن در مورد تحولات جهاني مربوط به سقط جنين در استوديو حضور يافته بود ارتباطي گرم و جذابي را براي مخاطب رقم زد. ارتباط او با نگار محمدي (که به عنوان گوينده در بخش گزيدهي اخبار و گاه مجري دوم در برنامهي روي خط حضور مييابد) چنان گرم و طبيعي بود که نگار محمدي را که تا حدي ژستهاي مجريمآبانه داشت پس از گذشت چند دقيقه به رفتاري طبيعي و بيدغدغه رساند.
يکي از ارتباطهاي او که قطعا به طراحي و وسواس بيشتري نياز دارد ارتباط با سيدابراهيم نبوي است که از جذابيت و کشش چنداني برخوردار نيست.
۵- طرح پرسش: پرسشهايي که در برنامهي زن امروز از سوي حميده آرميده مطرح ميشوند تا حد قابل قبولي با جامعهي هدف و ضرورتهاي محتوايي اين برنامه تناسب دارند. پرسشها عموما تاييد يا تحليلهايي ساده از مصاحبه شوندگان خود مطالبه ميکنند. آرميده نيز چون تمامي مجريان صداي آمريکا پرسشهاي چالشي، جذاب، پر تنش و بکري طرح نميکند.
۶- شیوهی پرسیدن: يکي از ضعفهاي اجراي حميده آرميده که ميان او و مخاطب فاصله ايجاد ميکند و اعتماد بيننده و شنونده را با اختلال مواجه ميسازد موضع شخصي اوست که پيشاپيش در لحن او و شيوهي پرسيدن پرسشهايش به وضوح اعلام ميشود. شايد يکي از صريحترين و پررنگترين اعلام موضعهاي او را بتوان در برنامهاي که در ارتباط با موضوع اعدام بهنود شجاعي بود مثال زد و يا در گفتوگويي که او همراه با کيانوش سنجري با سپيده پورآقايي داشت و شيوهي طرح پرسشها حتي چيزي فراتر از اعلام موضع شخصي بود. او حتي در اين گفتوگو عصبي عمل ميکرد. واکنشهاي عصبي داشت و لحنش بيشتر به يک بازجو پهلو ميزد تا يک مجري تلويزيوني.
۷- سلام و خداحافظی: وروديها و خروجيهاي حميده آرميده بسيار صميمي، گرم و زنده است. در عبارت هاي او مخاطب واقعا ميتواند حس کند به او سلام شده و يا دارد از او خدا حافظي ميشود. لحن و حسي که براي به کار بردن عبارتهاي سلام و خداحافظي به کار ميگيرد فراتر از انجام يک وظيفهي اداري و کليشهاي ست.
۸- صدا: شايد بسياري از مجريان راديو و تلويزيون اين جمله را به نقل از جزوههاي آموزشي مدرسهي BBC شنيده باشند که : «صداي تو منحصر به فرد است.» قطعا هر صدايي منحصر به فرد است حتي بدترين صداها. اما بسياري از صداهاي به زعم BBC منحصر به فرد، به يادماندني نيستند. صداي حميده آرميده اگرچه جزو صداهايي است که نمونههاي مشابهي از آن را ميتوان يافت و شنيد و چندان منحصر به فرد نيست؛ اما او به مدد لحنهاي پر فراز و فرودي که استفاده ميکند، اين صدا را از حد يک صداي متوسط به يک صداي شنيدني تبديل کرده است. اگرچه صداي او از حجم و گستردگي فرکانس متوسطي برخوردار است؛ اما خالي از زنگ نيست.
۹- نگاه: نگاهي گرم، صميمي و مستقيم به دوربين و مخاطب از جمله ويژگيهاي نگاه حميده آرميده است. با اين که حرکت چشمهاي او روي سطح اتوکيو قابل تشخيص است اما اين حرکت آزاردهنده نيست و کنترل شده است. البته فاصلهي بيشتر او از دوربين نسبت به ديگر مجريان صداي آمريکا را بايد در اين زمينه موثر دانست. به تازگي کارگردانان و تصويربرداران صداي آمريکا به تغييراتي در کادربندي رسيدهاند. آنها تا حدودي تشخيص ميدهند به تناسب کنشهاي فيزيکي و ضعفها و قدرتهاي چهرهي مجريان فاصله و کادربندي مناسبي انتخاب کنند که البته گاه به واسطهي محدوديتهاي مربوط به دکور اين کادربنديها چندان مناسب به نظر نميرسند (دکور، تصويربرداري و کارگرداني برنامههاي صداي آمريکا پس پايان بخش بيست و هفتم به طور مفصل بررسي خواهند شد).
۱۰- فردیت: بسياري از مجريان شبکههاي راديويي و عموما تلويزيوني پيش از ورود به استوديو طنزها، گوشه-کنايهها و جملات جذابي طراحي ميکنند تا برنامهي خوبي به مخاطب خود ارايه کنند. فرديتي طراحيشده، شخصيتي از پيش ترسيمشده، حتي ژستهايي تمرين شده و طنزهايي از پيش هماهنگ شده؛ اينها و بسياري از پيچ و خمهاي پنهان و پيداي يک اجراي راديويي يا تلويزيوني مواردي هستند که مجريان تا مغز استخوان آنها را ميفهمند و ميدانند منظور نگارنده چيست. بسياري از مجريان پيش از حضور يافتن در استوديو حتي بر سر شوخيها و طنزهاي خود با کارشناسان و ميهمانان برنامه به توافق ميرسند. براي طنازي جلوي دوربين و خوشآمد مخاطب کنايات و اشاراتي به کار ميبرند که پيش از شروع برنامه بارها اثرگذاري آن را در ذهن مرور کردهاند و با اطمينان از اثر آنها تا سرحد امکان مسلح به اين عبارات جلوي دوربين حضور مييابند. ميکوشند تا تمامي اين عباراتِ از پيش طراحي شده فيالبداهه به نظر برسند و آني بودن آنها را براي مخاطب باروپذيرتر کنند.
تعداد کمي از مجريان تلويزيوني و راديويي ميتوانند ريسک کنند و به اتکاي فيالبداهگي خود با دستاني خالي از عبارتهاي يادشده جلوي دوربين يا پشت ميکروفن حاضر شوند.
حميده آرميده جزو مجرياني است که جلوي دوربين زندگي ميکند. جرات زيستن جلوي دوربين را يافته و با اتکا به اين اعتماد به نفس ديگر ضرورتي براي آراستن فرديت خود به ژستهاي مجريمآبانه نميبيند. دست به مجريگري نميزند. تا حدي با حضور بيدغدغهي خود عليه مجريگري به معناي سنتي آن ميشورد. با وجود آنکه او نيز گاه آرايههاي کلامي و عبارتها و طنازيهاي از پيش طراحي شدهاي دارد چنان عمل ميکند که مخاطب، او را بدون مقاومت ميپذيرد.
رفتار تصنعي هر مجري تلويزيوني يا راديويي در مخاطب، مقاومتي را رقم ميزند که حاضر به پذيرفتن او نميشود. حميده آرميده پذيرفتني است؛ حتي با وجود موضعگيريها و اکنشهاي گاه عصبي؛ چرا که رفتاري صادقانه با خود و مخاطبش دارد. شخصيتي ساختگي از خود به دوربين عرضه نميکند. دچار «جوٌ» دوربين نيست. برخي از مجريان در فاصلههايي که ميهمانان برنامهشان صحبت ميکنند و آنها کاري جز گوش کردن ندارند لحظات عذابآوري را پشت سرميگذارند. نميدانند با دستهايشان چه کنند. حالتهاي مختلفي براي دستها، سر و اجزاي چهرهي خود انتخاب ميکنند اما تغيير بلافاصلهي اين حالتها نشان از آن دارد که نميدانند با خودشان بايد چکار کنند. آنها روي دست خودشان باد ميکنند. حميده آرميده جلوي دروبين روي دست خودش باد نميکند.
۱۱- کنشهاي فيزيکي: لقب پر تحرکترين و پرجنب و جوشترين مجري صداي آمريکا را به کسي نميتوان داد جز حميده آرميده. تحرک او در مقابل دوربين و استفادهي مداوم از حرکت دست، شانهها و تمامي اجزاي چهره به اجراي او انرژي و هيجان خاصي ميبخشد. البته دکور، ارتفاع و نوع صندليهاي اين برنامه و طبعا شکل نشستن مجري و ميهمانانش ضرورت يک اجراي پر تحرک را بيش از ديگر برنامههاي صداي آمريکا ايجاب ميکند.
کنشهاي فيزيکي به اعتقاد نگارنده به دو گونه تقسيم ميشوند: «کنشهاي معناساز» و «کنشهاي حامل معنا». جزئيات اين دو کنش در پايان بخش بيست و هفتم به تفصيل شرح داده ميشوند. اما به اختصار ميتوان گفت «کنشهاي معناساز» فراتر از کلام به توليد معنا ميپردازند و در خدمت کلام نيستند. کمتر ديده ميشود مجريان تلويزيوني از چنين تواني برخوردار باشند. در ايران ميتوان از محمد سلوکي به عنوان يکي از نمونههاي بسيار موفق نام برد. اما «کنشهاي حامل معنا» صرفا در خدمت عبارتها و حس کلماتي هستند که مجري بر زبان ميراند.
کنش هاي فيزيکي حميده آرميده را بايد از نوع دوم، يعني «کنشهاي حامل معنا» دانست. او تمامي اجزاي چهرهاش را براي انتقال حس و مفهوم مورد نظرش به کار ميگيرد.
يکي از اثرگذارترين و ابتداييترين کنشهاي فيزيکي اجرا، لبخند و داشتن چهرهاي بشاش است. با آن که خط اخم در پيشاني آرميده به وضوح مشهود است، چهرهاي شيرين و پذيرفتني دارد و اخمهاي گاه به گاهش نيز از آنجا که رفتارش تصنعي نيست براي مخاطب پذيرفتني است. چهرهي او حامل موجي مثبت است. موجي که مثبت بودن آن نه تنها در ميان مجريان بلکه در ميان تمامي آدميان ارتباطي به زيبايي و زشتي آنها ندارد و تنها حسي است که از چهرهي فرد ساطع ميشود.
قسمت بعدي اين تحليل به بيژن فرهودي، مجري برنامهي «دو روز اول» اختصاص خواهد داشت. نفرات بعد هم به ترتيب علي جوانمردي کارشناس-مجري برنامهي «روي خط» و «تفسير خبر»، وفا مستقيم، مجري سابق برنامهي «خبرها و نظرها» و «تفسير خبر» و بهنام ناطقي گزارشگر برنامهي «شباهنگ» هستند. از اين دوستان تقاضا ميکنم در صورت امکان به بنده لطف کنند و عکسهاي خود را (ترجيحا متفاوت و غيرتکراري) به همراه يک بيوگرافي مختصر براي استفاده در متن ارسال کنند.
نکته: همانطور که ملاحظه ميکنيد در اين بخش يک معيار ديگر (ارتباط با کارشناسان) به معيارهاي دهگانهي تحليل کارکنان صداي آمريکا اضافه شد. در بخش قبلي نيز يک معيار (کنشهاي فيزيکي) به مجموع معيارهاي نهگانه اضافه شده بود. نگارنده بعيد نميداند در بخشهاي آينده معيارهاي اين تحليل که در حال حاضر به يازده مورد رسيدهاند افزايش يابند؛ چرا که اساس شکلگيري اين تحليل برپايهي کليشهي خاصي نبوده و نيست و تلاش ميشود معيارهاي آن از دل بضاعتها و ضعفهاي مجريان تمامي شبکههاي راديويي و تلويزيوني کشف شوند. بنابر اين نگارنده خود را ملزم، موظف و پايبند به اسلوب ابتدايي نوشتار خود نميداند و ميکوشد تا هر بار از متن خود فراتر رود. در انتظار انتقادهاي شما هستم.